elina nafaselina nafas، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 7 روز سن داره

الينا عشقه خداجون شكرت

زمستون و الینا

الينا در زمستان................. يك روز صبح سرد وقتي از خواب پاشدم ديدم عزيز از پايين اومده بالا و ميگه بدو بدو يه لباس گرم به الينا بپوشون الينا رو ببرم برف ببينه چه برفي ميومد چه ذوقي كرده بودي و چه تعجبي برفا تو دست كوچولوت آب مي شد و دست نازت يخ ميزد البته تو پرانتز بگم يك هفته قبلش بابا وقتي ديد اولين برفهاي سال 91 داره مياد اومد و بردش كه برفارو ببيني اون موقع هم همين اندازه متحير بودي و ذوق كرده بودي اين موقع توي 6 ماهگي بودي جوجه كوچولوي من...   ...
10 تير 1392

نی نی جون در قم

اولين سفر اليناي من در شش ماهگي بود با كلي ترس و لرز آخه الينا بيشتر از نيم ساعت نمي تونست تو ماشين بشينه همچين ميزد زير گريه و بند نميومد هرلحظه فكر مي كردي الانه كه نفسش بره اما با كلي سلام و صلوات من و بابا و مادرجونو  دايي جونش در يك شب زمستوني رفتيم قم عجب دخمل خوبي شده بود تو ماشين از اول شير مي خورد و مي خوابيد و اونجا هم با تعجب كل ضريح و لوسترا و آدما رو نگاه مي كرد انگار داشت همه تصاوير رو تو ذهنش حك مي كرد با باباش رفت و چسبيد به ضريح و بعد با من و مادرجون آخه قربون اون نگاه هاي با تعجبت برم مادررررررررررررر... و بعد تو حيات صحن از اونجايي كه هوا خيلي سرد بود يكي دوتا عكس گرفتيم و برگشتيم به سمت خونه... ...
4 تير 1392
1